مردونگی هایش - تاریخ: 1405/6/30 ساعت: 6:25
دفترچه خاطرات نه چندان شخصی من یک شب بزرگ شدم ! از اون شب،روزهای تنهاییمو اینجا پر میکنم .... مردونگی هایش... مرد جان من ...چند صباحیست برای ما ابراز علاقه میفرستد جانا ،نمیدانم بخاطر خیانت است که عذاب وجدانی گرفته اورا ، یا علاقه مند گشت بالاخره به ما ... من که اخر سر نفهمیدم تکلیف این عشق کجا میرو...
گیسو خسته شده ـ... - تاریخ: 1401/4/14 ساعت: 1:14
مرد جانان...دلتنگ شماییم اقا ...دلتنگ یک سلام چطوری ساده ی شما ،که با ان صدای خسته و گرم ،به جان ما مینشست ...خنده های مردانه تان که با تکبر و شیطنت پشت صدای گرم و مغرورت جان میداد ... جان میدهم .... من امشب جان میدهم اگر صدایت را نشنوم مرد منخسته ام کردی جانان ... دلم از نداشتنت درد می کند ... درده...
گیسو کلافه و بی حوصله - تاریخ: 1401/4/14 ساعت: 1:14
مرد جانان .ـ.امروز یک نوشته از شاملو خوندم ک خیلی ب تو و روزگارمون شبیه بود،بگذار برایت بنویسم جانان ... حوصله ات که سر می رود با دلم، با دوست داشتنم بازی نکن! من در بی حوصلگی هایم  با تو زندگیها کرده ام #احمد_شاملو دیدی مردجان؟ شبیه تو بود...هماتقدر بی رحم و همانقدر مهربان ...پسرک من با تو در بی حو...
گیسو با موهای بافته - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 2:36
دستم به نوشتن نمیاد. امروز موهای, فرفری پریشانم را بافتم...اخرین بار مرد پاییزی ام وسط بادهای بهاری موهای, رهاشده ام در باد را در دستانش گرفت و شروع کرد با لطافت بافتن...بافت..بافت..بافتتت... سعی میکرد
گیســـــوی دلتنگ ... - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 2:36
نمیدانم چرا این مردها ، عاشقی را نمیفهمند...کلنن دلشان نمیاید زن ها بدانند که کسی میتواند انهارا دوست داشته باشد... دوست داشتن را یادش رفته..یادش رفته روزهایی را که با التماس میخواست به من دست پیدا کن
مردونگی هایش... - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 2:36
مرد جان من ...چند صباحیست برای ما ابراز علاقه میفرستد جانا ،نمیدانم بخاطر خیانت است که عذاب وجدانی گرفته اورا ، یا علاقه مند گشت بالاخره به ما ... من که اخر سر نفهمیدم تکلیف این عشق کجا میرود خدای من
گیسو در شب اولین روز پاییز - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 10:25
امروز از مرد مهربانم پیامی دریافت کردم که نوشته بود "دوسداری امروز بیای پیشم؟" بوی التماس میداد...التماسو مهربونیو غرورو همه چیز...بوی خودش را میداد .عذاب وجدانی که بعد از اذیت کردن من چند دقیقه ای گریبانش را میگیرد...ولی فقط چند دقیقه..مرد من مهربانی را با زبان غرور اموخته..پسر بچه ی 30 و اندی ساله...
مرده گیسو دلش گرفته - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 10:25
یــار مرا غار مــرا عشق جگرخوار مرا یار تویی غـــار تویی خواجه نگهدار مرا نوح تویی روح تــویی فاتح و مفتوح تـویی سینـــه مشــروح تــویی بـــر در اســرار مرا نـــور تـــویی سـور تــویی دولت منصور تـویی مـــرغ کـــه طــور تــویی خســته بــه منقار مرا قطـــره تویی بحــر تویی لطـف تــویی قهــر تویی قنــ...
پاییز شد - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 10:25
امروز بارون اومد ، برگها کم کم زرد شدند ، هوس چای ذغالی در کوهسار کردیم ، ولی افسوس محدودم ب نباید ها ... + نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 19:54&nbsp توسط گیسو .ز |
من امروز یک گیسوی یکروزه هستم ... - تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 3:26
امروز سوم مرداد ۹۶ و ساعت00:48 میباشد ،امروز که طلوع خورشید را دیدم ،کورسوی امیدم روشنایی بیشتری پیدا کرد ،امروز صبح ک از خواب بیدار شدم چشمانم پف کرده از خاطراتی بود که سعی کردم مثل زن بارداری ،زایش کنم مرواریدانش را ... دستم را روی زانوی خرد شده ام گذاشتم و بلند شدم ....به مادرم سلام کردم و وقتی گ...
گیسوی کره خر!!! - تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 3:26
امروز پنجم مرداد ماه ۹۶... مشهد هستم،دارم با اقای مهربونت بداخلاق حرف میزنم ،قبل پرواز دلبری کرد...بهم گفت ک ازم معذرت میخواد ،ولی امشب معذرت خواهیشو پس گرفت .میگه غرور مهم ترین داراییه یک مرده...اونروز گفت که دلش برام تنگ میشه ولی حالا خودشو بی تفاوت نشون میده ،حرفاش باعث میشه بیشتر بشناسمش،شخصیتی ...